رصدبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رصدبان . [ رَ ص َ ] (ص مرکب ) که رصد بگیرد. منجم . (یادداشت مؤلف ). رصدانگیز. ◄ راهبان . باجگیر راه . آنکه در راه از عابران خراج گیرد. رصددار : و با رصدبانان خیانت مکن . (منتخب قابوسنامه ص ١٨٢). غم ز لب باج نفس می گیرد عمر در کار رصدبان چه کنم . خاقانی .