رشیدالدین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رشیدالدین . [ رَ دُدْ دی ] (اِخ ) عبدالرحمن بن بدربن حسن بن مفرح بن بکاررشیدالدین نابلسی . سخنور نامی عرب . وی بسال ٦١٧ هَ . ق . درگذشت . مؤلف فوات الوفیات اشعاری از وی نقل کرده است . رجوع به فوات الوفیات ج ١ ص ٢٥٥ و ٢٥٦ شود.
رشیدالدین . [ رَ دُدْ دی ] (اِخ ) لقب یحیی بن علی بن عبداﷲ عطار اموی . (یادداشت مؤلف ). صاحب حسن المحاضرة فی اخبار مصر و القاهرة گوید: رشیدالدین به سال ٥٨٤ هَ . ق . متولد شد و از ابن المفضل کسب علم کرد و در علم حدیث به کمال رسید و ریاست علم حدیث در مصر به وی واگذار گردید. او تألیفاتی دارد و به سال ٦٦٢ هَ . ق . درگذشت . (از حسن المحاضرة فی اخبار مصر و القاهره ص ١٦٣).
رشیدالدین . [ رَ دُدْ دی ] (اِخ ) لقب عبداﷲبن عبدالطاهر سعدی است . (یادداشت مؤلف ). رجوع به عبداﷲبن عبدالطاهر... شود.