فرهنگ لغت

رشیدالدین وطواط | رباعیات | شماره ۸ - در تغزل

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن دلبر ماهرخ، که جانان منست بر من بعزیزی چو دل و جان منست اندر دل من نشسته باشد پیوست مقبل‌تر ازین دل نبود کان منست

معنی رشیدالدین وطواط | رباعیات | شماره ۸ - در تغزل | فرهنگ لغت