فرهنگ لغت

رشیدالدین وطواط | رباعیات | شماره ۳ - در تغزل

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون فندق مهر تو دهانم بربست بار غم تو چو گوز پشتم بشکست هر تیر، که از چشم چو تو جست در خسته دلم چو مغز در پسته نشست

معنی رشیدالدین وطواط | رباعیات | شماره ۳ - در تغزل | فرهنگ لغت