فرهنگ لغت

رشیدالدین وطواط | رباعیات | شماره ۱۸ - در مدح ملک اتسز

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای شه، که بجامت می‌صافیست، نه درد اعدای ترا ز غصه خون باید خورد گر دشمنت، ای شاه، بود رستم گرد یک خر ز هزار اسب نتواند برد

معنی رشیدالدین وطواط | رباعیات | شماره ۱۸ - در مدح ملک اتسز | فرهنگ لغت