رشیدآباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رشیدآباد. [ رَ ] (اِخ ) دهیست از دهستان خار بخش ری شهرستان تهران . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات و چغندرقند. راه آن از طریق غار، می توان ماشین برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
رشیدآباد. [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان رستاق بخش خمین شهرستان محلات . آب آن ازقنات . محصول آنجا چغندرقند و پنبه و انگور. نزدیک راه شوسه واقع است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
رشیدآباد. [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان فسارود بخش داراب شهرستان فسا. سکنه ١٦٧ تن . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات و حبوب و صیفی و پنبه . صنایع دستی قالی بافی . راه آن فرعی . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).