فرهنگ لغت

رسکان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رسکان . [ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش دستجردشهرستان قم . سکنه آن ٥٤٧ تن . آب از سه رشته قنات و چشمه . محصول آنجا غلات و انگور و گردو و قیسی و بادام و دیگر میوه ها. راه آن ماشین رو. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١). و رجوع به ترجمه ٔ تاریخ قم ص ١١٩ شود.

معنی رسکان | فرهنگ لغت