رسنگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رسنگر. [ رَ س َ گ َ ] (ص مرکب ) کسی که ریسمان می سازد. (ناظم الاطباء). حبال . رسن ساز. رسن تاب . (یادداشت مؤلف ) : چون رسنگر ز پس آمد همه رفتار مرا به سغر مانم کز بازپس اندازم تیر. ابوشکور.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رسنگر. [ رَ س َ گ َ ] (ص مرکب ) کسی که ریسمان می سازد. (ناظم الاطباء). حبال . رسن ساز. رسن تاب . (یادداشت مؤلف ) : چون رسنگر ز پس آمد همه رفتار مرا به سغر مانم کز بازپس اندازم تیر. ابوشکور.