رسن پیچ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رسن پیچ . [ رَ سَم ْ ] (ن مف مرکب ) صفت مفعولی از رسن پیچیدن . طناب پیچ . طناب پیچیده . پیچیده به رسن . ◄ (نف مرکب ) نعت فاعلی از رسن پیچیدن . که رسن بپیچد. ◄ (اِ مرکب ) چرخی که ریسمان دلو بر آن پیچد، و این در هندوستان نیز بود. احسنی خوانساری در تعریف حمام گوید : رسن پیچی از دلو آن چرخ اخضر نگون عکسی از جام آن مهر تابان . (از آنندراج ).