رسل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رسل . [ رِ ] (ع اِ) رَسْل . روش نرم . ◄ نرمی و آهستگی و گرانباری . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و از آن است حدیث صدقه : الا من اعطی فی نجدتها و رسلها؛ یرید الشدة و الرخاء. (منتهی الارب ). ◄ شیر. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ). لبن . (اقرب الموارد). ◄ سر بازوی اسب . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). کنار بازوی اسب . ◄ رفق ومهربانی . (از اقرب الموارد). و رجوع به رسال شود.
رسل . [ رَ س َ ] (ع اِ) پاره ای از هر چیزی . ج، اَرْسال . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ جماعت . (اقرب الموارد). ◄ شتران، و یا شتران از ده تا بیست وپنج، و کذلک فی الغنم، یا گله ٔ شتران و گوسپندان . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). شتران چندی که هر یک جداگانه به چرا و گردش بپردازند نه بصورت قطار و گله . (از شعوری ج ٢ ورق ١٠).
رسل . [ رَ ] (ع ص، اِ) سیر و رفتار نرم . (از اقرب الموارد). رفتار نرم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). روش نرم . (ناظم الاطباء). ◄ شتر نرم رو. ◄ موی فروهشته . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ واحد رسال . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به رسال شود.