رسلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رسلة. [ رِ ل َ ] (ع اِمص ) رَسْلَة. آهستگی و گرانباری . (ناظم الاطباء). و گفته شود: علی رَسْلَتِک ؛ یعنی آهسته باش . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ◄ آسودگی . (ناظم الاطباء). ◄ دوستی و مهربانی . (از اقرب الموارد).
رسلة. [ رَ ل َ ] (ع ص، اِ) زنی که هر دو ساق وی دارای موی بسیار دراز باشد. ◄ ماده شتر نرم رو. (منتهی الارب ). ناقه ٔ نرم رو. (از اقرب الموارد). ♦ رسلةالقوائم ؛ ماده شتری که دارای دست و پای نرم رو است . (از اقرب الموارد). ◄ (اِمص ) کاهلی و سستی . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ). کاهلی و سستی، و از آنست : «رجل فیه رسلة». (از اقرب الموارد). ◄ نرمی و آسودگی : (هم من رسلة من العیش ).(از اقرب الموارد). آسودگی . (ناظم الاطباء).