رسش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رسش . [ رَ س ِ ] (اِمص ) رسیدن . (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ). رسایی و رسیدن . (آنندراج ) : نتوان بتو رسیدن جانا همی در آفتاب وماه رسش کی توان . مسعودسعد. ◄ ورود و رسیدگی . ◄ اتفاق و عارضه . ◄ سرگذشت . (ناظم الاطباء). معانی اخیر در متون دیگر دیده نشد.