رستم فرخزاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رستم فرخزاد. [ رُ ت َ م ِ ف َرْ رُ ](اِخ ) رستم سپهبد. رستم فرخ هرمز. محمد معین آرد: پسر سپاهبد فرخ هرمزد سردار معروف و مدبر و دلیر اواخر عهد ساسانی (متولد ٦٣٠ - مقتول ٦٣٦ م .) که مورخان ارمنی پدر و پسر را «ایشخان » (شاهزاده ) یاد کرده اند. در زمان سلطنت آزرمیدخت، پدر رستم، فرخ هرمز مدعی سلطنت شد و ملکه را به زنی خواست . چون آزرمیدخت نمی توانست علناً مخالفت کند، در نهان وسایل قتل او را فراهم آورد. آنگاه رستم با سپاه خویش پیش راند و پایتخت را تصرف و آزرمیدخت را خلع و کور کرد. در زمان یزدگرد سوم، رستم نایب السلطنه ٔ حقیقی ایران محسوب میگشت . وی کاملاً از خطر عظیمی که درنتیجه ٔ حمله ٔ عرب بکشور ایران روی داده بود اطلاع داشت، پس فرماندهی کل نیروی لشکری را به عهده گرفت و در دفع دشمن جدید کوشش دلیرانه کرد. با سپاهی بزرگ درپیرامون پایتخت حاضر شد، اما خلیفه عمر پیشدستی کرد. در سال ٦٣٦ م . سپاه ایران در قادسیه، نزدیک حیره، با سعدبن وقاص سردار عرب روبرو شد، جنگ سه روز طول کشید و به شکست ایرانیان خاتمه یافت . رستم که شخصاً حرکات افواج را اداره میکرد و درفش کاویان را در برابر خود نصب کرده بود کشته شد. (فرهنگ فارسی معین، بخش اعلام ) : و یزدجرد رستم بن فرخ هرمز را که ازبزرگان بود به قادسیه فرستاد. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص ١١١). پس پسر این فرخ هرمز نام او رستم، لشکرها جمع آورد و بیامد به کینه توختن و این زن را هلاک کرد. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص ١١٠). قاتل وی را در جنگ قادسیه بدینسان نوشته اند: هلال بن عُلَّفَة. (تاج العروس ) (منتهی الارب ). و هلال بن عُلَّقَه با قاف درست نیست . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به شاهنامه چ بروخیم ج ٩ صص ٢٦٦٥ - ٢٩٧١ و تاریخ گزیده چ ادوارد براون ج ١ صص ١٧٤ - ١٧٦ وفارسنامه ٔ ابن بلخی چ کمبریج ص ١١٢ و ١١١ و تاریخ سیستان ص ٧٣ و احوال و اشعار رودکی ج ١ ص ٢١١ و مجمل التواریخ و القصص ص ٨٣، ٩٧، ٢٧٢ و ٢٧٣ و یشتها ج ٢ ص ٣١٠ و فهرست حبیب السیر چ خیام ج ٢ و فهرست مزدیسنا و تأثیرآن در ادب پارسی و عقدالفرید ج ١ ص ٩٧ و ج ٣ ص ٣٣٥ و یسنا ص ١٧٥ و قاموس الاعلام ترکی ج ٣ و اعلام المنجد شود.