رزیق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رزیق . [ رُ زَ ] (اِخ ) یا رزیق بن حیان ایلی . یحیی بن سعید انصاری از او روایت دارد. رجوع به منتهی الارب و تاج العروس ذیل ماده ٔ «رزق » شود.
رزیق . [ رُ زَ ] (اِخ ) یا رزیق بن هشام . از راویان است و از زیادبن ابی عیاش روایت دارد. رجوع به منتهی الارب و تاج العروس ذیل ماده ٔ «رزق » شود.
رزیق . [ رُ زَ ] (اِخ ) یا رزیق بن ورد. از راویان است .محمدبن عمرو او را در سده ٔ دوم هجری دیده است . رجوع به منتهی الارب و تاج العروس ذیل ماده ٔ «رزق » شود.