رزون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رزون . [ رَزْ زو ] (اِخ ) (به معنی بزرگ و امیر) رزون بن الیداع است که از نزد هدد عزر فرار کرد و چند تن از جنگجویان را با خود همداستان نمود و در حوالی دمشق جنگ درپیوست و تخت سلطنت را متصرف گشت . وی در سراسر روزگار زندگانی خود دشمن آل اسرائیل می بود. (از قاموس کتاب مقدس ).
رزون . [ رُ ] (ع اِ) ج ِ رَزْن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ِ رَزْن، به معنی جای بلند هموار که آب ایستد بر وی . (آنندراج ). رجوع به رَزْن شود.