رزن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رزن . [ رَ ](ع اِ) جای بلند و هموار که آب ایستد در وی . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ). مکان مرتفع که به طمأنینه آب در آن گرد آید. ج، رُزون، رِزان . (از اقرب الموارد). چنبر آب در کوه و گویند: جای مرتفع که در آن آب بایستد. (فرهنگ نظام ). ◄ تل کوچک . (فرهنگ نظام ). تل خرد. ج، رُزون . (مهذب الاسماء).
رزن . [ رَ زَ ] (اِخ ) نام محلی در کنار راه قزوین و همدان میان ماهینان و خمیقان در ٢٩٦هزارگزی تهران . (یادداشت مؤلف ).
رزن . [ رَ زَ ] (اِخ ) نام بخش و نیز قصبه ٔ مرکز بخش رزن شهرستان همدان . ادارات دولتی قصبه : بخشداری، دارایی، پست و تلگراف، اقتصاد، غله و نان، دسته ٔ ژاندارمری . بوسیله ٔ تلفن با شهرهای مجاور ارتباط دارد. سکنه ٔ آن ١٥٠٠ تن . محصولات عمده ٔ آن غلات و حبوب و لبنیات و انگور. آب مزروعی آنجا از قنات و رودخانه ٔ ورقستان . و مشخصات بخش بشرح زیر است : حدود - شمال و خاور: بخش آوج شهرستان قزوین . شمال باختر: دهستان بزینه رود بخش قیدار شهرستان زنجان . باختر: بخش کبودراهنگ و بخش مرکزی همدان . جنوب : بخش وفس از شهرستان اراک . جنوب خاوری : بخش نوبران شهرستان ساوه . رزن از چهار دهستان بنام : درجزین، سردرود، پیشخور، وفس عاشقلو و قسمتی از قراء شراء تشکیل شده . تعداد قراء و سکنه ٔ دهستانهای آن بشرح زیر است : ١- درجزین ٨٨ آبادی ٥٦٠٠٠ تن ٢- سردرود ٥٤ آبادی ٣٠٠٠٠ تن ٣- پیشخور ٢٨ آبادی ٤٠٠٠ تن ٤- وفس عاشقلو ١٤ آبادی ٦٥٠٠ تن قسمتی از شراء ١٨ آبادی ٧٠٠٠ تن جمع: ٢٠٢ آبادی ١٠٤٥٠٠ تن . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).