رزمه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رزمة. [ رِ م َ ] (ع اِ) رَزْمة. پشتواره ٔ جامه . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). آنچه در یک جامه ٔ استوار و فراهم کرده شود. (از اقرب الموارد). ◄ ضرب شدید. ج، رَزَم، رَزِم . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
رزمة. [ رَ زَ م َ ] (ع اِ) آواز شتر ماده . (دهار). آوازه ٔ ماده شتر از حلق در پیش بچه ٔ خود مانند ناله بدون آنکه دهان را گشاید و آن از حنین آهسته تر است . و در مثل : لا خیر فی رزمة لا درة فیها؛ در حق کسی گویند که وعده کند و بجای نیاورد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ رزمةالسباع ؛ آواز ددان . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ◄ آواز رعد. (دهار). ◄ آواز کودک . (از اقرب الموارد).
رزمة. [ رَ م َ ] (ع مص ) سرد گردیدن زمستان : رزم الشتاء رزمة. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ بر جای ماندن مرداز بیماری : رُزِم َ الرجل (مجهولاً). (منتهی الارب ).