رزق دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رزق دادن . [ رِ دَ ] (مص مرکب ) روزی دادن . روزی رساندن . روزی بخشیدن : چو نتوانست با چندان تکلف سلیمان ماهیی را رزق دادن . علی شطرنجی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رزق دادن . [ رِ دَ ] (مص مرکب ) روزی دادن . روزی رساندن . روزی بخشیدن : چو نتوانست با چندان تکلف سلیمان ماهیی را رزق دادن . علی شطرنجی .