رزد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رزد. [ رَ] (ص ) رژد. شکم پرست و پرخور و شکم خواره . (از ناظم الاطباء). پرخور و شکم خوار را گویند. (آنندراج ) (برهان ). شکم خوار. (انجمن آرا).بسیارخواره را گویند. (فرهنگ سروری ). شکم باره . (یادداشت مؤلف ). اکول و بسیارخوار. (از شعوری ج ٢ ص ٤). ورجوع به رژد شود. ◄ (اِ) بسیارخواری . (فرهنگ رشیدی ) : ز دیدار خیزد همه آرزو ز چشم است گویند رزد گلو. ابوشکور بلخی .