رزاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رزاق . [ رَزْ زا ] (ع ص ) پیداکننده ٔ روزی و دهنده ٔ آن . (منتهی الارب ). رزق دهنده . (آنندراج ).روزی دهنده . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). بسیار رزق دهنده . (فرهنگ نظام ). روزی بخش . بسیار روزی بخش . بسیار روزی رسان . بسیار روزی ده . (یادداشت مؤلف ) : رزاق نه کآسمان ارزاق سردار سریردار آفاق . نظامی . ◄ (اِخ ) اسمی است از اسمای حق سبحانه و تعالی . (آنندراج ). از صفات خداوند عالم جل شأنه، یعنی پیداکننده ٔ روزی و دهنده ٔآن . (ناظم الاطباء). این اسم مخصوص خداست . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). نامی از نامهای خدای تعالی . (یادداشت مؤلف ). این لفظ یکی از نامهای خداست و در غیر او استعمال نمیشود. (فرهنگ نظام ). خدای تعالی و به غیر او اطلاق نمیشود. (از اقرب الموارد) : مرا ز چنگ نوایب به جود خود برهان که خلق را تویی امروز نایب رزاق . خاقانی . گرم نیست روزی به مهر کسان خدای است رزاق روزی رسان . نظامی . دادار غیب دان و خداوند آسمان خلاق بنده پرور و رزاق رهنما. سعدی . ♦ امثال : رزاق دیگری است ، نظیر: الرزق علی اﷲ. دهن باز بی روزی نمی ماند. اکبر ندهد خدای اکبر بدهد. (امثال و حکم دهخدا ج ٢ ص ٨٦٦). و رجوع به امثال و حکم ج ١ ص ٢٤٩ شود.