رزآبادی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رزآبادی .[ رَ ] (اِخ ) رزابادی . اسماعیل بن احمد رزآبادی مروزی، مکنی به ابوالوفاء. از ابوبکر محمدبن عبدالعزیز جنوجردی روایت کرد. و ابوالفتح عبدالغافربن حسین کاشغری لامعی حافظ از او روایت دارد. (از لباب الانساب ).
رزآبادی . [ رَ ] (ص نسبی ) رزابادی . منسوب است به رزآباد که کوچه ای است در مرو. (از انساب سمعانی ).