ردم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ردم . [ رَ ] (ع مص ) (از باب ضرب و نصر) بند کردن در را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ردم باب یا ثلمة؛ سد کردن تمام در یا ثلث آن . (از اقرب الموارد). ◄ سد کردن رخنه یا چیز و سد کردن همه ٔ آنرا یا ثلث آنرا و یا بیشتر آنرا. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ). رخنه برآوردن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ درپی کردن جامه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پاره در جامه دادن . (تاج المصادر بیهقی ). پینه و وصله زدن بر جامه . ◄ بانگ کردن کمان . ◄ به بانگ آوردن کمان را. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ). به بانگ آوردن کمان با کشیدن زه . (از اقرب الموارد). ◄ ساکن و برجای ماندن ابر. (از باب ضرب ). (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ). ادامه داشتن و برجای ماندن تب و جز آن . (از اقرب الموارد). ◄ برگ آوردن درخت و سبز گردیدن آن پس از خشک شدن . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ جاری و روان گردیدن چیزی . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ باد درکردن . (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ ردم شتر؛ لنگ کردن آنرا. رُدام . (از اقرب الموارد). رجوع به مصدر مزبور شود. ◄ ویران ساختن : خیول فیول سلطان به هدم آن حصار و ردم آن دیوار برجوشیدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٢٠٥).
ردم . [ رَ ](ع اِ) سد. (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ). سد مأجوج . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سد میان یأجوج و مأجوج . (از اقرب الموارد). بند استوار. (ترجمان ترتیب عادل بن علی ص ٥١). دیوار. ج، رَدَم . (مهذب الاسماء). ◄ بانگ کمان . (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از منتهی الارب ). صدای کمان . (از اقرب الموارد). ◄ مرد بی خیر. (ناظم الاطباء)(منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ تیز و ضرطه . (ناظم الاطباء). تیز. (آنندراج ) (منتهی الارب ). ◄ دوام تب . ◄ نوبه ٔ تب . ◄ دوام آب و سبزی درخت پس از خشکی . ◄ روانی چیزی . (ناظم الاطباء). ◄ آنچه برافتد از دیوار ویران و شکسته . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ بانگ . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ◄ استواری . ◄ (ص ) استوار. (دهار).
ردم . [ رَ دَ ] (ع مص ) رَدْم . بستن در تمام یا ثلث آن . (از نشوءاللغة).