رحمه ا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رحمه ا. [ رَ ح ِ م َ هُل ْ لاه ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ دعایی ) خداوند او را رحمت کند. خدا او را بیامرزد. خداوند او را رحم کند. لفظی است که بدنبال اسم مرده می آورند و برای وی طلب آمرزش می کنند : و نظام الملک رحمه اﷲ حصار داد تا او بزیر آمد. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص ١٦٦). اما خانگاهی محتشم است همچون حرمی ازآن شیخ ابواسحاق شیرازی رحمه اﷲ. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص ١٤٦). شیخ فخرالدین رحمه اﷲ که از جمله ٔ خلفای حضرت شیخ [ اوحدالدین کرمانی ]رضوان اﷲ علیه بود. (مناقب شیخ اوحدالدین کرمانی ).