رحام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رحام . [ رُ ] (ع اِ) بیماریی است در شکم گوسفند که مانع عمل لقاح گردد. (از متن اللغة). بیماریی است در شکم . (از اقرب الموارد) : بی رحمی و درشت که از دستبند تو نه نیک سام رست نه بد حام بی رحام . ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رحام . [ رُ ] (ع اِ) بیماریی است در شکم گوسفند که مانع عمل لقاح گردد. (از متن اللغة). بیماریی است در شکم . (از اقرب الموارد) : بی رحمی و درشت که از دستبند تو نه نیک سام رست نه بد حام بی رحام . ناصرخسرو.