رجاحت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رَ حَ) [ ع. رجاحة ]<BR>۱- (مص ل.) فزون آمدن، چربیدن.<BR>۲- (اِمص.) فزونی، فضیلت، برتری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رَ حَ) [ ع. رجاحه ] ۱- (مص ل.) فزون آمدن، چربیدن. ۲- (اِمص.) فزونی، فضیلت، برتری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رجاحت . [ رَ ح َ] (از ع، اِمص ) رجاحة. فضیلت و برتری . (ناظم الاطباء) : باآنچه ملک عادل انوشیروان کسری بن قبادرا سعادت ذات ... و رجاحت عقل ... حاصل است می بینم که کارهای زمانه میل به ادبار دارد. (کلیله و دمنه ).