رجاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رجاج . [ رَ ] (ع ص، اِ) گوسپندان لاغر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ ضعیف از مردم و شتر، یقال : قد بکرت محوة بالعجاج قد مرت بقیة الرجاج . (از اقرب الموارد). ضعیف و ناتوان از مردم و شتر. (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ فرومایگان و جهال، و منه : الناس رجاج بعد هذا الشیخ ؛ ای میمون بن مهران . (منتهی الارب ).