رث
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رث . [ رَث ث ] (ع مص ) کهنه شدن جامه . (مصادر اللغة زوزنی ).
رث . [ رَث ث ] (ع ص ) کهنه و بلایه از رخت خانه . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). کهنه . (غیاث اللغات ) (منتخب اللغات ). کهنه و پوسیده . (ناظم الاطباء). ◄ جامه ٔ کهنه . ج، رِثاث . (منتهی الارب ) (آنندراج ). جامه ٔ کهنه . (دهار). لباس کهنه و خلقان . (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ جامه ٔ بدج . رِثاث . (مهذب الاسماء). ◄ خوار. (ناظم الاطباء). ◄ بدحال . (از غیاث اللغات ). بدحال و بدهیأت . (ناظم الاطباء). ♦ رث الهیئة ؛ بدحال و بدهیأت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).