رتبیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رتبیل . [ رَ ] (اِخ ) زنبیل . ژنده پیل . جوالیقی در المعرب گوید: ملک سجستان است . فرزدق گوید: و تراجع الطرداءُ اذو ثقوا بالامن من رتبیل و الشحر (الشحر ساحل مهرة بالیمن و رتبیل ملک سجستان ). (المعرب جوالیقی چ مصر ص ١٦٣). در المعرب جوالیقی چ مصر این کلمه را در باب الراء بین «راوند» و «رمکة» آورده است، پس راهی برای زنده پیل و ژنده پیل خواندن این کلمه نمی ماند. (یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به زنبیل و تاریخ سیستان ص ٩١ و ٢٧١ شود.