ربات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ربات . [ رَب ْ با ] (ع اِ) ج ِ رَبّة. (ناظم الاطباء). ◄ ج ِ رابیة. (متن اللغة). ♦ ربات ِ حِجال ؛ زنان حجله ها. بانوان حرم : التفات نمودن به ربات حجال لایق کرم و فتوت رجال نبود. (سندبادنامه ص ٧٠). و هر کس ازربات حجال در دست رجال آمدند. (تاریخ جهانگشای جوینی ).
ربات . [ رَ ] (ع اِ) پشته و بلندی . (آنندراج ) (اقرب الموارد). ربا. رباة. ربی . پشته . تپه . کوه . کوه کوچک . (ناظم الاطباء).
ربات .[ رِ ] (ع اِ) کاروانسرا و منزلگاه و رباط. (ناظم الاطباء) (از شعوری ج ٢ ورق ١٧). و رجوع به رباط شود.