ربابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ربابی . [ رَ ] (ص نسبی ) منسوب به رَباب . رباب نواز. عَوّاد. (یادداشت مرحوم دهخدا). سازنده و نوازنده ٔ رباب . (ناظم الاطباء). آنکه با رباب سر و کار دارد خواه به ساختن و خواه به نواختن : صبحگه آن نغمه ٔ چمچه ٔ حلیمی بر حلیم بر بگوشم خوشتر از زخمه ٔربابی بر رباب . حکیم سوری (تقی دانش ).
ربابی . [ رِ ] (ص نسبی ) قبیله ٔمنسوب به تیم الرباب را گویند. (از انساب سمعانی ).
ربابی . [ رَ ] (اِخ ) مندودبن عبداﷲ. شخصی بوده که در معرفت فن رباب نوازی بدو مثل زنند. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). رجوع به ابوبکر ربابی شود.