ربابة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ربابة. [ رِ ب َ ] (ع اِ) نامی است از رب . ◄ کشور. (از اقرب الموارد). ◄ ملک و سلطنت . (ناظم الاطباء). ملک . سلطنت، یقال : طالب ربابته ؛ ای مملکته . (منتهی الارب ). سلطنت . (از آنندراج ). ◄ عهد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). پیمان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). عهد و میثاق . ج، اَرِبّة. (از متن اللغة). ◄ نخی که با آن تیرها را محکم بندند. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ◄ جعبه ٔ تیرهای قمار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ پوست تنک که بر دست برآرنده ٔ تیرهای قمار پیچند. (ازاقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ◄ پارچه ای که در آن تیرها را پیچند. (ناظم الاطباء) (از مهذب الاسماء). ◄ دسته ٔ تیرهای قمار. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
ربابة. [ رِ ب َ ] (ع مص ) مالک و رب شدن . (منتهی الارب ) (از آنندراج ). ◄ نزدیک شدن وقت بچه آوردن . ◄ اقدام به اصلاح و مرتب ساختن چیزی . (از متن اللغة).
ربابة. [ رَ ب َ ] (ع اِ) یکی رَباب . (منتهی الارب ). واحد رباب، یعنی یک ابر سپید.(ناظم الاطباء) (از متن اللغة). یکی رباب، یعنی ابری که در پاره ٔ ابر دیگر آویخته بود. (مهذب الاسماء).