رایگان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رایگان . (اِخ ) شهرکی است بناحیت پارس از حدود اردکان با نعمت فراخ و هوای خوش . (حدود العالم ).
رایگان . (اِخ ) شهرکی است [ به خراسان ] از ناحیت طوس . (حدود العالم ).
رایگان . (اِخ ) نام مرغزاری بوده در طوس، حمداﷲ مستوفی گوید: و در حوالی طوس مرغزاری است که آن را مرغزار رایگان گویند، طولش دوازده فرسنگ و عرضش پنج فرسنگ ... (از نزهةالقلوب چ لیسترنج ج ٣ ص ١٥١) : و چشمه ٔ دیگر است بمیان صحرا بطرف طوس و رایگان و امیر چوپان ماهی در آن انداخته است . (نزهةالقلوب ج ٣ ص ١٥١).