فرهنگ لغت

رایح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رایح . [ ی ِ ] (ع ص ) رائح . اسم فاعل از ریشه ٔ «روح »، کسی که در شبانگاه آید. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ج، رَوْح . (المنجد). شبانگاه آینده . (منتهی الارب ). ◄ کسی که در شبانگاه کاری کند. ج، رایحون . ◄ مرد شادمانی کننده . ج، رایحون . ◄ مردی که در افعال مشابه پدر باشد. ج، رایحون . (ناظم الاطباء). ◄ باران شبانگاهی . (مهذب الاسماء).

معنی رایح | فرهنگ لغت