فرهنگ لغت

رایج هندوستانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رایج هندوستانی . [ ی ِ ج ِ هَِ ] (اِخ ) اسمش میرمحمدعلی و از بزرگان سادات سیالکوت از شهرهای هندوستان بود. گویند مرد صاحب حالی بود و در نهایت زهد و ذوق و قناعت و وارستگی بسر میبرد. این بیت از اوست : جز هوایی نبود این همه ما و من ما خالی از تن چو حباب آمده پیراهن ما. (ازریاض العارفین ص ٨١). رایج در سال ١١٥٠ هَ. ق . درگذشت . (از الذریعه ج ٩ صص ٣٥٣ - ٣٥٤).

معنی رایج هندوستانی | فرهنگ لغت