راوق گری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راوق گری . [وَ گ َ ] (حامص مرکب ) عمل راوق گر. صافی گری . عمل صاف کننده . عمل تصفیه کننده . عمل پالاینده . عمل پالایشگر. داروسازی . ◄ عمل تصفیه . پالایش : سوم بخش از آن آب راوق پذیر که هستش ز راوق گری ناگزیز. نظامی .