راورا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راورا. (اِ) راوَرا. ژاوُژا. ژاوَژا. رجوع به ژاوژا شود. خارپشت . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ رشیدی ). خارپشت را گویند و آن جانوری است معروف . (آنندراج ) (انجمن آرا) (برهان ). خارپشت باشد که آنرا ژوژه نیز خوانند و عربی آن قنفذ است . (از شعوری ج ٢ ورق ٢) : گر سایه ٔ عمود تو افتد بفرق او سر برکشد بسینه عدویت چو راورا. عمادالدین یوسف (از آنندراج ).