راهور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راهور. [ وَ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) مخفف راهوار. (شرفنامه ٔ منیری ). اسب تیزرو و فراخ گام : بود در معرض فضلم پیاده میل در میدان کسی کو زیر ران خود ز دعوی راهور دارد. (از مؤلف شرفنامه ٔ منیری ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راهور. [ وَ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) مخفف راهوار. (شرفنامه ٔ منیری ). اسب تیزرو و فراخ گام : بود در معرض فضلم پیاده میل در میدان کسی کو زیر ران خود ز دعوی راهور دارد. (از مؤلف شرفنامه ٔ منیری ).