راهن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راهن . [ هََ ] (اِ) یکنوع درخت . (ناظم الاطباء). نام درختی است که به ترکی قِزِلجَق گویند. (از شعوری ج ٢ ورق ١١). قرنوس . قرانیا. سرخک . طاقدانه . ال . (یادداشت مؤلف ). ◄ یکنوع علف و یا ریشه که به اسب مانند دوا میخورانند. (ناظم الاطباء).
راهن . [ هَِ ] (ع ص ) رهن کننده . (از اقرب الموارد) (از شعوری ج ٢ ورق ١١). گروکننده . (آنندراج ) (مهذب الاسماء) (رشیدی ). گروستاننده . ◄ ثابت . (متن اللغة) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). دائم . (آنندراج ). ♦ طعام راهن ؛ طعام دائم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ آماده . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ لاغر از مردم و شتر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). لاغر. (آنندراج ).