راندنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راندنی . [ دَ ] (ص لیاقت ) درخور راندن . سزاوار راندن . لایق راندن و دور کردن : دوستی ز ابله بتر از دشمنی است او بهر حیله که باشد راندنیست . مولوی . و رجوع به راندن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راندنی . [ دَ ] (ص لیاقت ) درخور راندن . سزاوار راندن . لایق راندن و دور کردن : دوستی ز ابله بتر از دشمنی است او بهر حیله که باشد راندنیست . مولوی . و رجوع به راندن شود.