رامة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رامة. [ م َ ] (ع اِ) مهره ٔ افسون برای محبت . (منتهی الارب ). ◄ گودالی که در آن آب جمع شود. (از اقرب الموارد).
رامة. [ م َ ] (اِخ ) نام شهری به برالشام . (یادداشت مؤلف ).
رامة. [ م َ ] (اِخ ) گویند کوهی است برای بنی دارم . (از معجم البلدان ج ٤).