راقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- بالا رونده، جلو رونده.<BR>۲- افسونگر.<BR>۳- تحصیل کرده.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ ع. ] (اِفا.) ۱- بالا رونده، جلو رونده. ۲- افسونگر. ۳- تحصیل کرده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راقی . (ع ص ) بالارونده . (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (از ناظم الاطباء). آنکه برشود. آنکه پیش رود. (یادداشت مؤلف ). ◄ افسون کننده . (دهار) (از اقرب الموارد). افسون کن . (از مهذب الاسماء). افسونگر و عزیمت خوان . (آنندراج ) ((از المنجد) (غیاث اللغات ). ج، رقاة، راقون . (المنجد). مرد افسونگر. (ناظم الاطباء). کسی که بر مریضان افسون و دعا بدمد. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). ج، رقاة. (اقرب الموارد). و رجوع به راق شود.