راقص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راقص . [ ق ِ ] (اِخ ) ستاره ای است . (از اقرب الموارد). نام ستاره ای است که در دهان اژدهای جنگ واقع شده است .(آنندراج ) (غیاث اللغات ). رافض، در اصطلاح فلک صورتی که آن را «جاثی علی رکبیة» نیز نامند. (یادداشت مؤلف ). رجوع به جاثی علی رکبیة در همین لغت نامه شود.
راقص . [ ق ِ ] (ع ص ) رقص کننده . (اقرب الموارد) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (از منتهی الارب ). رقصنده . (ناظم الاطباء).