رافیه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رافیة. [ ی َ ] (ع ص ) تأنیث رافی، زن رفوگر. (از المنجد). و رجوع به رافی و راف شود.
رافیة. [ی َ ] (ع اِ) جنس گیاهی است از اقسام نخلیات که از برگ نوعی از آن نخ محکم مشهوری ساخته میشود. و این گیاه بخصوص در ماداگاسکار کاشته میشود. (از المنجد).
رافیه . [ ی َ ] (اِخ ) رجوع به رافیا و رفح شود.