راسوم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راسوم . (ع اِ) نوعی از مهر که بدان سر خمها و مانند آن را مهر کنند. (ناظم الاطباء). بمعنی روسم که مهر باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). روسم . روشم . (المعرب جوالیقی ص ١٦٠). راشوم . (حاشیه ٔ همان صفحه ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راسوم . (ع اِ) نوعی از مهر که بدان سر خمها و مانند آن را مهر کنند. (ناظم الاطباء). بمعنی روسم که مهر باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). روسم . روشم . (المعرب جوالیقی ص ١٦٠). راشوم . (حاشیه ٔ همان صفحه ).