راست کرداری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راست کرداری . [ ک ِ ] (حامص مرکب ) عمل راست کردار. درستکاری . صحت عمل . راستکار بودن : چون در او بود راست کرداری خواب او گشت قفل بیداری . اوحدی . و رجوع به راست کردار شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راست کرداری . [ ک ِ ] (حامص مرکب ) عمل راست کردار. درستکاری . صحت عمل . راستکار بودن : چون در او بود راست کرداری خواب او گشت قفل بیداری . اوحدی . و رجوع به راست کردار شود.