راست کردار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راست کردار. [ ک ِ ] (ص مرکب ) راست فعل . که کردار براست دارد. نیک افعال و خوش معامله . (آنندراج ). نیکوکار و خوش معامله . (ناظم الاطباء). درستکار. راستکار. صحیح العمل . آنکه در کارها رعایت راستی و امانت کند : و گفت خواهد آمد بشما رسول راستگو و راست کردار. (قصص الانبیاء ص ٢١). و رجوع به راست کرداری شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی