راست فعل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راست فعل .[ ف ِ ] (ص مرکب ) راست کردار. درست کردار : روز دانش زوال یافت که بخت بمن راست فعل کژ نگرست . خاقانی . و نیز رجوع به راستکار شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راست فعل .[ ف ِ ] (ص مرکب ) راست کردار. درست کردار : روز دانش زوال یافت که بخت بمن راست فعل کژ نگرست . خاقانی . و نیز رجوع به راستکار شود.