راست عیار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راست عیار. [ ع َ ] (ص مرکب ) تمام عیار. درست . مقابل شکسته . کامل عیار؛ یعنی پولی که عیار آن راست و درست باشد. (ناظم الاطباء). ◄ مجازاً، بی غش . صحیح . درست : گربود پاسخ تو راست عیار راست گردد مرا چو قد تو کار. نظامی .