راست شمردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راست شمردن . [ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ ] (مص مرکب ) درست انگاشتن، راست حساب کردن . راست داشتن . راست پنداشتن . ◄ حقیقت و صدق بکار داشتن : خاطر شاه را چو آینه دان همه نقشی در او معاینه دان آنکه تا بود نقش راست شمرد نقش کژ پیش او نشاید برد. اوحدی .