راست خوانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راست خوانی . [ خوا / خا ] (حامص مرکب ) عمل راست خوان . دعوی راستی و درستی کردن . خود را درستکار و راست کردار معرفی کردن : راست خوانی کنند و کج بازند دست گیرند و در چه اندازند. نظامی . و رجوع به راست خوان شود.